مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية
584
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )
--> گردانيد وبا آنكه قرب صد هزار كس با وى بيعت كرده بودند زيادة بر ده هزار سوار جمع نشدند . به روايتي عدد آن لشگر به شانزده هزار رسيد وسليمان از بىوفايى بيعتيان متأثر گشت وبا أصحاب رأى وتدبير مشورت نمود كه نخست به كجا رويم وبا كدام يك از قتلهء اهلبيت قتال نماييم ؟ بعضي گفتند كه عمر بن سعد با أكثر ملاعين كربلا در كوفه مقيم هستند ، مناسب آن است كه ابتدأ به حرب ايشان كنيم ، جمعى بر زبان آوردند كه عبيداللَّه بن زياد كه مصدر فسق وفساد است وشام را به وجود خود مكدّر دارد ، أولى آن كه نخست به دفع أو پردازيم . سليمان شق ثاني را اختيار كرد ونخست به كربلا رفت وشرايط زيارة مراقد عطرساى شهدا به جاى آورده به اتفاق أصحاب ، يكى دو روز در آن مقام شريف به ناله وزارى وگريه وبىقرارى اشتغال نمود ، زبان به اظهار توبه وانابت وتحسّر وندامت گشود . آنگاه كوچ كرده روى به دمشق آورد . در خلال آناحوال عبداللَّهبنيزيد كه از قبل عبداللَّهبنزبير حاكم كوفه بود ، قاصدى نزد سليمان فرستاده ، پيغامداد كه در شام دويست هزار مرد مقاتل موجودند وسپاه تو اندك است ، وظيفة آن كه مراجعت نمايى تا هرگاه كه از جانب عبداللَّه بن زبير مدد رسد به اتفاق به جانب اهلعناد ونفاق رويم . سليمان اين سخن را به سمع قبول راه نداد وبعد از طي منازل ومراحل به نواحي قرقيسيا منزل گزيد ، زفر بن الحارث كه در آن أوان بر آن قلعه استيلا يافته بود وبا مروانيان مخالفت مىنمود با أو ملاقاة كرد وگفت : « چنين شنودم كه مروان بن حكم به قعر جهنم شتافته وپسرش عبد الملك قائممقام گشته وعبيداللَّه بن زياد را با سپاهى زيادة از قطرات أمطار به حرب تو نامزد كرده است ، مناسب آن كه هم در نواحي اين حصار أقامت نمايى تا در وقت اشتعال نايرهء كارزار مدد من به تو رسد . » سليمان جواب داد : « ما مدار كار خود را بر توكّل نهادهايم ومىخواهيم كه زودتر با اعدا مقاتله نماييم . » زفر گفت : « اگر توقف نمىكنيد ، بايد كه در طي مسافت استعجال فرماييد تا قبل از وصول شاميان به عينالورد رسيده وآن بلده را در پس پشت كرده مستعد مصاف گرديد ، چون چنين كنيد جهت علوفه لشگر وعليقالاغان تنقيص نيابيد . » وسليمان بر اين موجب عمل نموده ، در نواحي عينالورد شنيد كه شرحبيل بن ذو الكلاع با فوجى از ملاعين شام بهيك منزلي عينالورد فرود آمدهاند ، بنابر آن مسيببننجبه را با چهارصد سوار به رسم شبيخون بر سرايشان فرستاد ، مسيب سحرى بر شاميان تاخته ومهم ايشان را بر حسب دلخواه ساخته ، سالما وغانما به سليمان پيوست ، بعد از آن حصين بن نمير با لشگر بسيار بفرمودهء عبيداللَّه بن زياد به مقابلهء سليمان اقدام نمود ، مدت سه روز زمان مقاتله امتداد يافت وهر روز أميري با جمعى كثير از نزد عبيداللَّه به مدد حصين مىشتافت . در روز سيم سليمان به زخم تيرى از پاى درآمده ، كوفيان دلشكسته شدند . خواندامير ، حبيب السّير ، 2 / 134 - 135